الشيخ رسول جعفريان
523
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
عارفان فقيه ضد صوفى چراغ تصوف ايران در پايان قرن دهم ، به آرامى رو به خاموشى رفت و زوال آن به طور جدى مطرح شد . شهرهاى پرخانقاهى چون تبريز يا يزد ، در قرن يازدهم ، از خانقاه تهى شده و جاى خانقاهها را مساجد و تكايا و حسينيهها گرفت . به نوشتهء كيانى : « از مطالب كتاب جامع مفيدى [ كه در حدود 1080 تأليف شده ] چنين استنباط مىشود كه موضوع مسلك تصوف و مسألهء خانقاهسازى از قرن دهم دچار فترت گرديده و در زمان مؤلف ، كاملا از رونق و رواج بازمانده و فقط جماعت خانههايى وجود داشته كه سالكان در آنها به تلاوت قرآن مشغول بودهاند . » « 1 » در جامع مفيدى آمده است : در اين اوقات ، بنا بر جهاتى كه خامهء فصاحت قرين را ياراى اظهار و بيان كشف گفتار حقايق آن نيست ، عمارات روى به خرابى آورده . . . و رسم راتبه و صادر و وارد از خوانق و مزارات متبركه بر افتاده . « 2 » قرن يازدهم ، قرن عرفاى غير حزبى يا به تعبيرى غير صوفى و غير وابسته به سلاسل صوفيه است ؛ در عين حال ، هنوز مقابر برخى از آنان نيز توجه مىشود . كما اين كه قبر بابا ركن الدين ، يعنى ركن الدين مسعود بن عبد الله بيضاوى ( م 769 ) در اصفهان در دورهء شاه عباس اول ترميم شد ، گرچه يك سال بعد از درگذشت او به اتمام رسيد . « 3 » به علاوه ، آن چنان كه مجلسى دوم به نقل از شيخ بهايى آورده ، وى شاه عباس را بر سر قبر بايزيد بسطامى برده است ؛ گرچه در آنجا ميان يك عالم ضد صوفى و شيخ بهايى ، دربارهء بسطامى بحثى در گرفت ، اما به هر حال ، شاه عباس قبر بايزيد را زيارت كرد . « 4 » طبيعى است كه در مواردى كه ممكن بود تا به نوعى صاحب مقبره ، به نوعى به تشيع متصل شود ، احترام به آن و زيارتش آسانتر مىبود . براى مثال مىتوان به بقعهء شيخ ابو مسعود رازى اشاره كرد كه بر اساس داستانهاى افواهى ، محدثى جانبدار امام على عليه السلام بوده است . « 5 » بسيارى از عارفان اصفهان تا زمان شاه عباس دوم ، همچنان مورد احترام بودند و حتى امكاناتى از سوى شاه در اختيار آنان گذاشته مىشد . به نوشتهء وحيد قزوينى ، شاه عباس دوم « در اين وقت منزل پيشواى سالكين و محيى مراسم حكماى متألهين ملا رجب على تبريزى و رمزشناس مفاسد و مصالح ، درويش محمد صالح لنبانى را به نور قدوم سعادت لزوم ، رشك باغ جنان و روضهء رضوان فرمودند و هريك را به انعامات ظاهر و فيوضات باطن
--> ( 1 ) . كيانى ، تاريخ خانقاه در ايران ، ص 225 ( 2 ) . جامع مفيدى ، ج 3 ، ص 577 به نقل از كيانى ، تاريخ خانقاه در ايران ، ص 262 ( 3 ) . بنگريد : هنرفر ، گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، ص 495 ( 4 ) . اين نقل تاريخى در رسالهء « اصول فصول التوضيح » كه در ادامهء همين نوشتار چاپ شده ، آمده است . ( 5 ) . هنرفر ، همان ، صص 353 - 358